مجموعه مقالات و نظرات شخصی انوش راوید

   دروغ مهاجرت آریایی ها به ایران

   پیش گفتار

      در تاریخ سیاسی استعماری آمده است:  اگر بخواهید ملتی را به بردگی بکشی،  فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن،  و اگر فرهنگ او غیر قابل خرده گیری بود،  تا آنجا که بتوانی از ابزار دروغ استفاده کن،  و با دروغ آنرا از پای در بیاور،  چون زمانی که ابزار راستی را در دست نداری،  دروغگوئی بزرگترین عامل پیروزی است.

      استعمار سده ها این شیوه را به خوبی انجام داده،  و پیروزی نسبی در مورد ملل قاره کهن و بویژه ایرانیان،  برای در هم کوبیدن فرهنگ و هویت آنها بدست آورده است.  امروزه در برابر پیدا شدن شیفتگی و کشش بی سابقه مردم ایران و ملل قاره کهن،  بویژه جوانان به سرگذشت نیاکان خود،  بازماندگان استعمار و امپریالیسم نو از ترس افتادن توانایی سیاسی به دست مردم،  و گسترش سریع آن جهت بر پایی قدرت تاریخی قاره کهن،  با ادامه راه استعماری برای درهم کوبیدن،  یا خنثی کردن این کشش،  مطابق معمول تاریخ استعماری،  یک بار دیگر شیادان حرفه ای را وارد کار زار سرنوشت سازی کرده است،  و با تیتر های استاد، مورخ، نویسنده، مجری تلویزیونی یا حزب های الکی،  ژن شناس و محقق،  وارد میدان دروغ پردازی کرده است.  آن دشمنان بشریت هر روز از آستین گشاد خود دروغی را خارج می کنند،  و آنرا بسوی مردمانی که از همه جا بی خبر نگه داشته شده،  ولی پاک و جستجوگر مانده اند،  هدف میگیرند.

      برای مقابله با این دشمنی ها لازم است،  هر جوان در تخصص خود،  حرفه ای و حرفه ای تر شود،  منجمله در علم جغرافیا ـ تاریخ،  و گرایش های تاریخ و تاریخ اجتماعی،  تا راه نوین را برای ورود به قرن 21 بگشایند.  البته در این راه عده کمی از هم میهنان ما برای مقابله با ترفند های جدید دشمنان،  بسختی بدروغ های تاریخی چسبیده،  و مسیر اشتباهی را می روند،  و در آن نیز پافشاری می کنند.  دشمنان تاریخی ایران ترفندها و برنامه هایی دارند،  گاه ما فکر می کنیم که دست آنها را خوانده ایم،  ولی در حقه بازی بسیار زرنگ هستند،  و هر آن ممکن است ترفند دیگری پیاده کنند.  بهمین جهت فقط با واقعیت و درست دانستن و گفتن است،  که می توانیم با آنها بخوبی و راحتی مقابله نماییم،  و همیشه یادگار داریوش بزرگ بخاطر داشت باشیم:  ....خداوند این کشور را از دروغ دور بدارد....

کلیک کنید:  ایران بزرگ و ایرانیان

   افسانه از کجا آغاز شد

      افسانه جابجایی و مهاجرت آریاییان از دشت های شمال آسیای میانه و پامیر و شمال هندوستان،  و پراکندگی آنان در خاورمیانه و اروپا فریب و دروغ است،  اروپاییان آنرا ساخته و پرداخته اند،  تا ایران ها نتوانند بخوبی خود و تاریخشان را بشناسند.  دلایل برای این اثبات این دروغ بسیار است،  که تعدادی را ذکر می کنم،  البته برای مفهوم بیشتر،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید مهم می باشد.

     مردم امروزه آن بخش های وسیع از شمال شرقی قاره کهن،  هیچگونه مانندگی اندام و چهره با آریاییان اروپا و خاور میانه ندارند،  بیشتر به مردم خاور آسیا می مانند،  که دیدگان کج و تنگ و گونه های پهن دارند.  اگر بگوییم که این افسانه درست است،  باید بپرسیم که اگر ایلی یا خانواده ای به هر بهانه و برهان از جایی کنده شده،  و به جای دیگر کوچ می کنند،  باید چپ و راست و بالا و پایین سرزمین خود را شناسایی نماید،  و به بهترین موقعیت که برای زندگی مناسب است،  مهاجرت کنند و بروند.  در شمال و خاور پامیر و هندوستان،  پهنه گسترده و بارور و خرم چین و هند و آسیای جنوب شرقی را می توان دید،  که آبادتر از بخش های باختریست،  که آریاییان بدانجا کوچ کرده اند.  باید پرسید چرا آریاییان به سوی چین و هند و چین نرفتند،  و به سوی باختر به راه افتادند.  برای این پرسش پاسخ درستی وجود دارد،  چون آریاییان از شمال آسیای میانه و پامیر کوچ را آغاز نکردند،  که از آنجا به چپ و راست و بالا و پایین پراکنده شوند.  هیچ گونه نشانه تاریخی و باستان شناسی که کوچ را از نیمروز یا خاور نشانه و برهان باشد،  در دست نیست،  و اگر هست درباره آنها به نادرست داوری گردیده،  کوچ ها و مهاجرت های تاریخی ایرانیان مانند شهر سلاطین بوده است.

     در چند سال گذشته آنچه در کناره رودخانه سن،  از زیر زمین بیرون آورده شده،  نشان می دهد گل ها که خانواده ای آریایی هستند، 7000 سال پیش در آنجا شهر نشین بوده،  و می زیسته اند این تپه از نژاد آریا هنوز به این نام خوانده می شوند،  و کهن ترین یافته ای که در ایران از زیر خاک به دست آمده است،  نیز به 7000 سال پیش می رسد.  نادرست است بگوییم که آریاییان 7000 سال پیش هم در ایران،  و هم در کناره رودخانه سن میزیسته اند.  اگر آریاییان از خاور به راه افتادند،  اول در ایران و اندک اندک پس از گذر هزاران سال در کرانه پایانی اروپا نشیمن گرفته اند،  شاید 7000 قبل.  بنابر این کوچ آریاییان در زمانی بسیار دورتر شاید 20 ـ 15 هزار سال پیش آغاز گردیده است.  هیچگونه یافته زیرزمینی از آن زمان دیده نشده،  15 ـ 20 هزار سال پیش با پایان دوره یخبندان زمین نیز هم آهنگ است.  چنانکه می دانیم در زمانی نزدیک 15 ـ 20 هزار سال پیش،  سراسر بخش شمالی گوی زمین را سرما و یخبندان فرا گرفته بوده،  و بجز کرانه های بالایی دریای هند و عمان،  که گرمتر بوده،  ماندگاری زیستن و تکامل گونه انسان را یاوری می کرده،  دیگر سرزمینها شایستگی کمتری برای زندگانی داشته اند.

      بنا بر این بهتر است بگوییم،  که آرینها با دگرگونی آب و هوا و بهتر شدن زمین،  برای زیستن و فزونی یافتن شمار انسانها و کمبود جا،  در زمان های بسیار دور و دراز به چهار سوی خود کوچ کرده اند.  باز پرسش اینست، از کجا؟  زیرا گفتیم که نشستگان دشت پامیر به سوی شمال و خاور نرفته اند.  بسیار به اندیشه نزدیک است،  آریاییان که نام خود را به سرزمینشان نیز (ایران) داده اند،  در 15 ـ 20 هزار سال پیش که آب و هوای زمین گرمتر شده،  و شایستگی بیشتر برای زیستن یافته است،  از ایران به چهار سوی خود کوچیده اند، از خاور به سوی هندوستان، از شمال به سوی روسیه امروز و قفقاز،  سپس به سوی اروپا و از باختر به سوی بین النهرین و بالکان و یونان،  و از جنوب دریا هم نتوانسته،  از جنبش و کوچ آنان جلوگیری نماید،  زیرا هم اکنون نشانه های زبان ایرانیان کهن در زبان بومی مردم شیسل دیده و شناخته می شود.   پس این درست است،  که در 15 ـ 20 هزار سال پیش آریاییان از ایران برای یافتن جایگاه زیست بهتر به جنبش در آمده،  و هر خانواده ای به سویی که به آن دسترسی داشته کوچیده اند.  واژه (زمین لاد) امروزه نیز درزبان یونانی کار برد دارد،  و به گوش میخورد،  این واژه همان زمین و سرزمین را به اندیشه و یاد می آورد،  که بخش (زمین) آن در خاور و بخش (لاد) یا (لند) در باختر جایگزین سرزمین و کشور شده است.  به زبان دیگر ((ایرلند)) همان ایران زمین است،  و زیباست اگر بدانید که بخشی از مردم آنجا خود را مانند خانواده گیل می دانند،  که همان گیلکها هستند،  و در شمال ایران هم زندگی میکنند.  بنابر این از سرزمین ایران،  نژاد آریایی کوچ کرده،  و زبان خود را در شمال آسیا و خاورمیانه و هندوستان و اروپا پراکنده است،  و از آن زبان مادر می باشد،  که گویش های آریایی امروز پدید آمده،  و در سراسر جهان ساخته و پرداخته شده اند.

      جهت بهتر دانستن مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید،  و مطالعه کتاب:  اسکندر تاریخ ایران،  الکساندر یونانی نیست،  پیشنهاد می شود،  در آن کتاب توضیحات خوبی با ارائه اسناد و مدارک آمده است.

   شهر سلاطین

      در صحرای قره قوم ترکمنستان،  واقعیت تاریخی مهم،  4000 ساله ایست،  که آرام در کناره جنوبی آمو دریا یا جیحون،  مابین شهر های تاریخی اورگنج، خیوه، بخارا،  در زیر خاک خوابیده بوده.  امروز شهر باستانی بسیار بزرگی از دل خاک سر بر آورده،  که خبر از 2000 ق.م،  می دهد،  زمانی که رودخانه از کناره آن می گذشت و شهری مهم و آبادی بود،  در وسعت ده کیلومتر مربع بدون حصار،  که خبر از جمعیت بیش از یکصد هزار نفر را میداد،  ولی تا کنون مساحت خیلی کمی از آن کاوش شده است.  3800 پیش مسیر رودخانه عوض گردیده،  و در ضمن رشد جمعیت شهر باعث شده بود، که مردم به جا های دیگری هجرت کنند.  فعلاً این شهر را بدلیل فراوانی آرامگاه ها و گبرستان های بزرگان شهر سلاطین نام نهاده اند.

      آنچه که از آثار پیداست،  مردم آن زرتشتی بودند،  و آتشکده هایی در آن است،  و مدارکی که فعلاً آنها را آشکار نمی کنند،  ولی می گویند اولین محل پیدایش دین های ایرانی و هندی است.  آثاری که از دل خاک بیرون آمده خیلی گویا و جالب هستند،  گبرستان ها و آرامگاه های زرتشتی.  همچنین می گویند مردم آن بعد از بی آبی  بسمت ایران کنونی مهاجرت کرده اند.  این قدیمی ترین مکان کشف شده با تمدن زرتشتی است،  که با مطالعه و تحقیق آن،  تاریخ به جا های جدید برده می شود،  و چه بسا دانش گذشته ما را دگرگون نماید.  امید است ایرانیها در این باستان شاسی کمی فعالیت کنند،  و فقط بدست خارجیها سپرده نشود.

  * اي ايران، اي مرز پرگهر  <><>  اي خاكت سرچشمۀ هنر *

  * دور از تو انديشۀ بدان  <><>  پاينده ماني و جاودان *

  * اي دشمن از تو سنگ خاره‌اي من آهنم  <><>  جان من فداي خاك پاك ميهنم *

  * مهر تو چون شد پيشه ‌ام  <><>  دور از تو نيست انديشه ‌ام *

  * در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما  <><>  پاينده باد خاك ايران ما *

  * سنگ كوهت در و گوهر است  <><>  خاك دشتت بهتر از زر است *

  * مهرت از دل كي برون كنم  <><>  بر گو بي‌ مهر تو چون كنم *

  * تا گردش زمين و دور آسمان به پاست  <><>  نور ايزدي هميشه رهنماي ماست *

  * مهر تو چون شد پيشه‌ام  <><>  دور از تو نيست انديشه‌ام *

  * در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما  <><>  پاينده باد خاك ايران ما *

   نظر:  عده ای می گویند که مردان،  آشوری و مصری و عرب و روم باستان،  دامن می پوشیدند،  و در بعضی از حجاری های باستانی غرب ایران نشان می دهد،  که مردان دامن می پوشیدند.  در بعضی از آثار باستانی نوشته شده،  که مثلاً مردها یا همان مادها هم دامن پوش بودند،  ولی به یکباره از حدود 1200 تا 800 قبل از میلاد،  وضع عوض شد،  و تمام حجاریها و آثار باستانی ایران،  مردان ایرانی با شلوار ظاهر شدند،  و از آن زمان در بعضی کتیبه های آشوری،  از ایران یا آریایی نام برده شده است،  که قبلاً چیزی از آریایی نمی دانستند.  اینها می تواند مدارکی برای مهاجرت آریایی ها به ایران باشد.

   پاسخ انوش راوید:  در لرستان و همدان و کردستان و آذربایجان و بخش های وسیعی از استان فارس و اصفهان،  هرگز در طول پیدایش بشر،  امکان پوشیدن دامن نبود،  دامن مخصوص مناطق گرم بود.  در هندوستان جنونی دامن می پوشیدند،  و در شمال آنجا شلوار،  بجهت سرما مردم غرب ایران و زاگرس شلوار پوش بودند،  و همین ها بودند که بدلیل افزایش جمعیت و سلامتی بهتر و هیکل قوی تر،  براحتی توانستند آشور و بابل و غیره را شکست دهند،  و همین ها آریایی که لفظ دیگر آن ایرانی است،  بودند.  در ایران و ایرانیها از تمدنها و فرهنگ های ایرانی نوشته ام،  بدلیل چهار راهی ایران،  همیشه تمدن شکل ترکیبی و جدید می یافت،  و گذر های تاریخی در ایران انجام می پذیرفت.

      در اینجا بگویم من در جل و چلاسر تنکابن مازندران ایران زندگی می کنم،  اگر مرد یا زنی جرأت کند یکی دو سال فقط دامن بپوشد،  دچار رماتیسم شدید شده،  و از پا می افد.  مگر اینجا سابقه تاریخی زندگی بشر ندارد،  انسان های هموساپین در همه جای گیتی پراکنده شد،  و طی سی و چهل و پنجاه هزار سال،  در مناطق خودشان بنا به مصلحت جغرافیا،  رشد و تکامل فرهنگی و تمدنی یافتند.

* * * * * * * * * * * * *

   ویس یا ویک در زبان پهلوی

      ویس (vis) در زبان پهلوی به معنای شاهزاده است،  همچنین برگردان دیگرش ناحیه می باشد.  شهرها و روستا هایی که در نام آنها از واژه ویس استفاده شده است:  شهرستان ویس در نزدیکی اهواز،  روستای ویس آباد در نزدیکی قزوین،  روستای ویست در جنوب گلپایگان،  روستای ویسکه در خاور ایلام،  روستای ویسمه در شمال اراک،  و روستای ویسیان در باختر خرم آباد.  پسندیده است بدانیم روستا های ویستان و،  ویک در استان زنجان و روستای ویسر در استان کردستان،  از ریشه وه (veh) و وهیک (vehik) به معنای خوبی و بهی هستند (وه=به).

* * * * * * * * * * * * * *

 * ندانی که  ایران  نشست منست  <><>  جهان سر به سر  زیر  دست منست *

 * هنر نزد  ایرانیان است و  بـــس  <><>  ندادند   شـیر  ژیان  را  بکــس *

 * همه   یکدلانند   یـزدان   شناس  <><>  بـه   نیکـی  ندارنـد از  بـد هـراس *

 * دریغ است ایـران که ویـران شــود <><>  کنام   پلنگان  و  شیران  شــود *

 * نبـاشد چو ایـران  تن  من مـبـاد <><>  چـنین  دارم  از  موبد   پــاک یـاد *

 * همـه روی یکسر بجنگ  آوریـم  <><>  جــهان بر  بـداندیـش تنـگ آوریم *

 * همه سر بسر تن به کشتن دهیم  <><>  به از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم *

 * چنین گفت  موبد  که مرد  بنام  <><>  بـه از زنـده  دشمـن بر او  شاد  کام *

 * اگر کشت خواهد تو را روزگــار  <><>  چه نیکـو تر از مرگ در کـار زار *

  

   عکس تاریخی عشایر جاده هراز،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 586.

   كليك كنيد:  زمین ما

   كليك كنيد:  تخریب و انقراض

   كليك كنيد:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid  ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir