|
مجموعه مقالات و نظرات شخصی انوش راوید
|
ایران بزرگ
پیش گفتار
تا کنون هر آنچه خوانده و شنیده دیده اید اندکی از عظمت ایران بزرگ بوده است، وظیفه همه عزیزان ایرانی است هر آنچه می توانند از ایران بگویند و بنویسند. ایران زمین واژهای است که برای اشاره به سرزمین ایرانیان (در معنای گسترده آن) بهکار میرود. در برخی از نوشتهها، این واژه را هممعنا با قلمرو شاهنشاهی ایران باستان به کار میبرند. این قلمرو شاهنشاهی در زمانهای گوناگون یکسان نبوده، در دوران هخامنشی گستردهتر بودهاست، ولی، قلمرو اشکانی و ساسانی با تغیرات کمی به مدت حدود ۹۰۰ سال یکسان بودهاست. این تاریخ مشترک موجب اشتراک اقوام این قلمرو در برخی رسوم و آیینها شدهاست. از نظر زبانی نیز، اکثر این اقوام ایرانی زبان بودهاند و رواج زبان پهلوی یا پارسی میانه در این قلمرو باعث نزدیکی بیشتر زبانی این اقوام شدهاست، بطوری که در ادامه، شاخهٔ غربی زبانهای ایرانی را به وجود آوردهاست.
ایران بزرگ کجاست؟
جغرافیای طبیعی سه حوزه تمدن بین النهرین و ماورالنهر و سند و در میان آنها تمدن قنات را، از گذشته های دور ایران می گقتند، ایران یعنی سرزمین قبیله ها و طایفه های مختلف که از بدو تاریخ کنار یکدیگر با خوب و بد ها ساختند و جنگ و ستیزها را گذراندن و فرهنگ و تمدن و فرهنگ خاص بنا نهادند که تأثیر کلی بر تمام جهان گذاشت. انوش راوید این سرزمین وسیع را که حدود 5 میلیون کیلومتر مربع می شود ایران بزرگ می گوید ولی استعمار و امپریالیست از یکصد سال پیش آن را با نام های ساختگی و استعمار در آوری می گوید، خاور میانه، و آسیای میانه و غربی و جنوبی. خود شما قضاوت کنید نامی که عمری به درازای تاریخ دارد واقعی است یا اداهای دشمنان احمق. نام ایران بزرگ در دل خود، کردی و تازی و پارتی و ترکی و مادی و پارسی و بلوچی و غیره و غیره دارد و نام خاور میانه و آسیای میانه و... استعمار ساخته تا بتواند مرزهای سیاسی غیر واقعی درست کنند و کشور ایران و کشور عراق و کشور افغانستان و... بنامد.
پیدایش ایران و ظهور انسان
در دوره ی باران ایران در زیر دریای تتیس قرار داشت و در نتیجه ی کاهش بارندگی و تبخبر آب ها، قلل و نقاط مرتفع از آب بیرون آمدند. دانشمندان بر این باورند که انسان در دوره ی چهارم یعنی پس از دوره ی یخبندان، روی زمین و از جمله سرزمین ایران ظاهر شده است.
دوران سنگ اولیه: فسیل های انسان پالئولیتیک، در بسیاری از مناطق ایران، از دریاچه ی ارومیه در شمال غربی ایران گرفته تا شیراز، در جنوب و کرانه های جنوبی دریای مازندران تا جنوب خراسان و کرمانشاهان و کردستان یافت شده است. پژوهش هایی در منطقه کرمانشاه انجام شده که به دنبال آن ابزار سنگی، از جمله تبر دستی یافت شد که قدمتی بالغ بر75,000 تا 100,000 سال برای آن تخمین زده اند.
عصر میانه سنگی: در هزارۀ 13الی14 ق.م، ابزار های سنگی در فلات ایران تکمیل شدند و مردم این سرزمین سوراخ کردن سنگ و ساختن چاقو، تبر و سرنیزه را فرا گرفتند. استفاده از این ابزارها موجب پیشرفت در کارها شد. همچنین بشر توانستند در ظروف ساخته شده خوراک تهیه کند، و خانه های چوبی دایمی بسازند. تپه سراب و گنج دره کرماتشاه و شهر سوخته سیستان از آثار این دوره ی زندگی مردم ایران می باشند.
دوران نوسنگی: پس از عصر میانه سنگی در ایران، شیوۀ زندگی روستاییان به سوی تکامل رفت و با ظهور پدیده ای به نام مهاجرت مبادلات سیاسی و اقتصادی در داخل فلات ایران وسعت و رونق گرفت. آغاز این دوره که عهد دوّم نام دارد، به 5000 سال پیش از میلاد باز می گردد. مردم این روزگار از خاک رس خشت هایی می ساختند که شباهت زیادی به خشت های تمدن ها قنات داشت. این اختراع ایرانیان تحول بزرگی در ساخت خانه ها پدید آورد.
سه زمان سامانه: پیش از تاریخ، میانه تاریخ، دوران تاریخ،
پیش از تاریخ: قبل از سنگ و سنگ اولیه،
میانه تاریخ: سنگ میانه و نوسنگی
دوران تاریخ: نوسنگی پیشرفته، برنز و آهن
نام های زیبای ایران عزیز
ائریه ، ائیرین ، آریاورته ، آورته ، آریا ویج ، ایرانویج
ایران ویژ ، اریانه ، اران پرس ایران
ایرانیها، که در ناف جهان و به زبان اوستایی، ائیرینه وئیجنگه(airyana-vaējangh) خوانده میشد، ساکن و با نام ایرج مشهورند و ایرج (eraj) که بهزبان پهلوی (erech) خوانده میشود، مخفف همان واژهی اوستایی است، که به پهلوی و پارسی دری ویچ تلفظ میشود، که همان مرکز جهان معنی میدهد. واژهی ایران که در پارسی میانه به شکل اران (erān) بوده، و برگرفته از شکلهای قدیمی آریانا یعنی سرزمین آریاییهاست .واژهی آریا در زبانهای اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکلهای، اَیریه (airya) ، اَریه (āriya) ، آریه (arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت، اریه (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و آریکه (aryaka) به معنی مَردِ شایستهی بزرگداشت و حرمت است، و آریایی به زبان اوستایی، ائیرین (airyana) به زبان پهلوی و پارسی دری ایر خوانده میشود، و ایرج به زبان آریایی( airya ) است. ایر در واژه بهمعنی آزاده و جمع آن ایران به معنی آزادگان است. در شاهنامه از پسر سوم فریدون میخوانیم:
مر او را که بُد هوش و فرهنگ و رای ، مر او را چه خوانند ؟ ایران خدای
ایران در این جا به معنی جمع، ایر یعنی آزادگان و ایران خدای به معنی پادشاه آزادگان است.
ایرانیان و آریاییان هند، که در روزگاران کهن زبانهای آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خواندهاند. سیمای ایران تألیف ایرج افشار، ص 67-68-69 .
داریوش بزرگ در نوشتههای نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد میکند:
منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمینهای همه زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی ( آریایینژاد ) اومستد، ا.ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ص 167 )). اریه در نام، اریامنه (ariyāramna) اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب، ویشتاسب پدر داریوش است، و ایریه در واژهی اوستایی اَیرینَه وئجه (airyna.vaējangh) ایرانویج، (ایرانویج در دید زرتشتیان، هنوز هم به معنای بهترین و مقدسترین بخش ایران و جهان است)، و اَیریوخشوثه (airyo.xshutha) اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران، در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت، و ایره یاوه (airyāva)، ایرج ( یاری کنندهی آریا ) بهکار رفته است. در مورد کشورهای دیگر و اقوام آریائی که به اروپا مهاجرت کردند، و نام ایران را نگاه داشتند، میتوان ایرلند را نام برد (ایرلند = سرزمین ایرها = سرزمین آریاییان)، و هم در آن جا است، که هنوز معابد میترایی یعنی یادگار دوران فریدون از زیر خاک بدر میآید. ( دکتر فریدون جنیدی کتاب زندگی، و مهاجرت آریاییان ص - 175 176 ) این واژه را در زبان ایرلندی، هم ریشه زبان ماست، به شکل aire و airech و به همان معنی آزاده میبینیم. بخش نخست نام کشور ایرلند که در خود زبان ایرلندی eire نامیده میشود، نیز همین واژه است .اریه و ایریه رفته رفته به شکل ایر (ēr) درآمد. ایرانیان در نوشتههای پهلوی ساسانی، خود را به این نام و میهن خود را ایران (ērān) نامیدند. (ایرانیان در نوشتههای پهلوی اشکانی اَریان ، در ارمنی اِران (eran) یا ایرانشتر(ērān shathr) در فارسی ایرانشهر نامیده میشدند ) .ایران در زبان پهلوی، دو معنی داشت: یکی آریاییان یا ایرانیان و دیگر سرزمین ایران. شکلی دیگری از ایران اریان است، که در کتاب تاریخ پیامبران و شاهان، از حمزه اصفهانی ، دانشمند سدهی 4 آمده است. او یکبار از مملکت اریان هم فرس و به بیان دیگر اریان نام میبرد و میگوید که ایشان پارسسیان اند . (اصفهانی، حمزه. تاریخ پیامبران و شاهان، ص2 ). از این سخن پیداست، که او اریان را در معنی جمع و به جای ایرانیان یا آریاییها بکار برده است. شکل اریان شهر نیز به جای ایران شهر ، در کتاب التنبیه و الاشراف، تألیف ابوالحسن علی مسعودی، مورخ سدهی 4 نیز دیده شده است. ( مسعودی، ابولحسن علی.التنبیه و الاشراف، صص 38-39 ) شثر (= شهر در فارسی)، که در واژهی پهلوی ایران شثر آمده است، در آن زبان به معنای کنونی سرزمین است . در زبان پهلوی ساسانی به جای شهر (در معنی امروزی)، شثرستان (= شهرستان در فارسی) بکاربرده میشد، و کیشور (= کشور در فارسی) به معنی یک بخش، از هفت بخش زمین بود که به تازی اقلیم خوانده شده است. در زبان پهلوی از واژهی ایرانشثر ، کشور ایرانیان، کشور آریاییان خواسته و دریافته میشد. (کیا، دکتر صادق. آریا مهر، ص 3-4 ). ایران هم چنین منسوب به محل آن، به نژاد ایر یا جایگاه آریاییان گفته میشده، و هماکنون نیز به همان نسبت خوانده میشود. بخشی از پیام کیخسرو، به افراسیاب را ببینید:
به ایران زن و مرد لرزان به خاک ، خروشان ز تو پیش یزدان پاک
که در این بیت ایران به معنی کشور آریاییان است، یا :
دریغ است، ایران که ویران شود ، کنام پلنگان و شیران شود
ابوسعید ابوالخیر، در این چهارپاره (رباعی) ایران را به معنی جمع ایر آورده است :
سبزی بهشت و نوبهار از توبرند ، آنی که به خلد یادگار از تو برند
در چین وختن، نقشونگار از تو برند ، ایران همه فال روزگار از تو برند
تمدنها و فرهنگ های ایرانی
با نگاهی به نقشه جغرافیای طبیعی ایران بزرگ سه جلگه بین النهرین، ماورالنهر، سند و پنجاب را می بینیم، تمدن های اولیه بشر در این سه جلگه شکل گرفت. رودهای پر آب در این جلگه ها جریان دارد، تمدنهای اولیه شهر نشینی نو پدید بشر در کنار این رودها تشکیل شد. در میان این سه جلگه فلات بزرگ ایران قرار دارد، که رودهای کم آب در جریان تند کوهستانی و بیابان های وسیع بدون رود دارد. کوهستان های فلات ایران مناسب ترین موقعیت برای پناه طایفه های سنگی بود که در تاریخ نیک توضیح داده ام. ساکنان فلات ایران توانایی های خود را به سه جلگه بزرگ و پر آب اطراف منتقل کردند و سه هزار قبل از میلاد سومر در بین النهرین و هارا پا در سند و پنجاب و تمدن هایی در ماورالنهر را بوجود آوردند.
تمدن های جلگه های پر آب ایران بزرگ بدلیل آب فراوان کشاورزی پایداری را موجب شدند، که این خود سهمی در ایجاد اولین دولت ها و حکومتها را ایجاد کرد. آب فراوان وابستگی شهرها را بیکدیگر کم کرد، شهر های بوجود آمده نیاز به شهر بالا دستی نداشتند، و به جنگ و ستیز با هم پرداختند که اثرات آن فرهنگ تا امروز هم پیدا است. این کشاورزی و تولید و جنگ همیشه نیازمند تکامل و کمک از خارج بودند، تجارت با مناطق دور دست ثمره آن بود. رودخانه های پر آب بی پایان و خاک حاصلخیز جلگه ای فرهنگی را بنا کرد، که مسئله قناعت و صرفه جویی را نداشت.
تمدن قنات و بیابان های ایران بزرگ بدلیل کمبود آب و حاصلخیز نبودن و یا خاک کم بهره، باعث پیدایش فرهنگ صرفه جویی و قناعت گردید، که مهمترین خصلت آن فرهنگ روز مبادا است، که این مهمترین و منحصر به فرهنگ مردم خوب ایران است. طولانی بودن قنات و زحمت نگهداری آن، و نوع کشت و زرع، روستاها را بیکدیگر وابسته کرد که در نهایت وابستگی شهرها را هم در پی داشت. این مانع از جنگ و ستیز در تمدن قنات بود و در نتیجه روحیه جشن و شادی را به همراه آورد. چهار فصل که در این بخشها کامل بود، تأثیر بسزایی در فرهنگ داشت.
تمدن کوهستانی و ارتفاعات ایران بزرگ این تمدن بدلیل دوری و کوهستانی و سختی راه ها، نمای دیگری از تمدن و فرهنگ را شکل داد، حفظ فرصتها، شکار، تحمل سختی و زندگی در هر شرایطی، از این خوی در تاریخ و امروز در جنگها و کارهای مشکل بهره می برند. کم جمعیت بودن روستاها و عدم وابستگی به شهر و دوری ها، پادمان فکری برای حکومت شکل نگرفت. طرح پذیرش اقوام دیگر در کوهستان مشکل بود، بدین جهت در طول تاریخ مردم کوهستان های ایران ثابت تر بودند.
تمدن ایلات و عشایر در ایران بزرگ بعلت وسعت خاک و تنوع آب و هوایی تمدن مهم ایلات و عشایر کوچ نشین از ابتدای تاریخ در ایران شکل منحصر بفرد گرفت که کاملاً با ایلات دیگر نقاط جهان متفاوت است. در این تمدن فرهنگ شکوفایی ظاهر شد که در اثر گذاری همانند فرهنگ های دیگر ایران بزرگ بود، در این فرهنگ رنگ آمیزی و تنوع طلبی و آزادگی و عدم وابستگی به جایی و سرعت کاملاً مشهود است. امروز یادگارهای زیادی از این فرهنگ در خانه های ایرانیان دیده می شود، ولی از ابتدای قرن 20 این تمدن در ظاهر خود کمرنگ شده ولی در باطن مردم ایران همچنان قوی است.
تمدنهای ایران بزرگ در ارتباط همیشگی با یکدیگر بودند و حاصل چندین نگرش در تمام موضوعات را براحتی تبادل می کردند، فرهنگها و صنعتها و دانشها رد و بدل می شدند و در نهایت زندگی آنها بخوبی جریان داشت. دو جاده معرف ابریشم و ادویه همیشه از کاروانها پر بود، مهمترین شهر تلاقی این دو جاده ری بود که محل اجتماع ناراضی ها بود، در اینجا دانش و فلسفه های جدید شکل می گرفت و گسترش می یافت. بدین ترتیب چند تمدن و فرهنگ جهان در یک جغرافیا بنام ایران بزرگ جمع گردید و در نهایت تمدن ایرانی را بوجود آوردند.
کشور ایران کنونی
از دير باز مفهوم واژهٔ ايران عبارت از مجموع نواحی فلات ايران يعنی پارس (ايران کنونی) و افغانستان و بلوچستان و ترکستان غربی، بوده است. ريچارد فرای، استاد ايران شناسی در دانشگاه هاروارد آمريکا، مینويسد: «ايران بزرگ که شامل همهٔ سرزمينهای است که در آنجا در دوران تاريخی به زبانهای ايرانی سخن گفته میشد و فرهنگ ايرانی در آنجا پيروزمند و مسلط بود. کشور ایران کنونی، در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آبهای خلیج فارس و دریای عمان همسایهاست. اما فلات ايران که مشتمل است بر افغانستان و ايران جزو ايران بزرگ به شمار میرود. بنابر اين، «ايران بزرگ، هرگز يک قلمرو سياسی نبوده، بلکه حوزهٔ فرهنگ، تمدن و زبان قوم آريايی است، چه آنانی که در ايران کنونی میزيستند و چه کسانی که در افغانستان يا فرارود (ماوراءالنهر) و يا شمال غرب هندوستان. زيرا، ايران بزرگ، بيشتر از آن که نتيجهٔ کارنامهٔ شاهان شمشيرکش باشد، ميراث ادباء، شعراء، دانشمندان و در يک کلمه فرهنگيان بوده است.
از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوههای هندوکش و کوههای باختری دره سند، از باختر به دامنههای باختری کوههای زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگههای حاصلخیز تشکیل شدهاست. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) میباشد. از دید جغرافیایی، غربیترین شهر ایران کلیساکندی؛ شرقیترین شهر جالق؛ شمالیترین شهر پارس آباد؛ و جنوبیترین شهر چابهار است.
طبق قانون تقسیمات کشوری (مصوب ۱۲۸۶ شمسی) ایران به ۴ ایالت «آذربایجان»، «خراسان»، «فارس»، و «کرمان و بلوچستان» تقسیم شد و هر ایالت به چند ولایت حاکمنشین و هر ولایت به چند نایب الحکومه نشین تقسیم شد. این تقسیمات تا سال ۱۳۱۶ با دگرگونیهای کوچکی به همینگونه ماند.
در سال ۱۳۱۶ خورشیدی با تصویب قانون جدید تقسیمات کشوری، ایران به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. به مرور زمان با ایجاد استانهای جدید، تعداد استانهای ایران افزایش یافت. برای مدتهای مدیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران همچنان دارای ۲۴ استان بود. در سال ۱۳۷۲ استان اردبیل از استان آذربایجان شرقی جدا شد. همچنین استان قم در سال ۱۳۷۴ از استان تهران جدا شد و استان قزوین در سال ۱۳۷۳ از استان زنجان جدا و به استان تهران پیوست و در سال ۱۳۷۶ به استان قزوین مبدل شد. در سال ۱۳۸۳، استان خراسان به سه استان: خراسان جنوبی، خراسان شمالی و خراسان رضوی تقسیم شد. به این ترتیب اکنون ایران از ۳۰ استان تشکیل شدهاست.
ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصر به فردترین کشورهاست، اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتی گراد میرسد. به طور کلی ایران در منطقهای قرار گرفتهاست که از دید بارندگی در سطح نیمه خشک و خشک قرار میگیرد.
آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه میباشد:
سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرضهای جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
سامانه بارانزای مدیترانهای که از سمت غرب وارد ایران میشود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران میشود.
سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران میشود.
میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر است. در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز میرسد.در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر است. بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنههای جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) میباشد. در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمیشود.
اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد است. در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم میرسد، مردم اهواز هوای تابستانی (۲۵ درجه) را تجربه میکنند. هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل میباشد. نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد و نواحی جنوبی تابستانهایی شدیداً گرم و زمستانهایی معتدل دارند.
پیشینهٔ تاریخی تمدن در ایران به تمدنهایی در عیلام، شهر سوخته، جیرفت و... میرسد که در تاریخ نیک نوشته ام، ولی شروع تاریخ سیاسی آن از آغاز حکومت پادشاهی ایران در زمان ماد است. شاهنشاهی ماد، نخسین شاهنشاهی ایران بودهاست و لذا به عنوان شروع تاریخ شاهنشاهی ایران درنظر گرفته میشود،
ایران امروزه از اقوام زیادی از جمله :آذربایجانی(آذری)، کرد، لر، بختیاری، بلوچ، مازندرانی(مازنی)، گیلک، قشقایی، عرب، لک، تالشی، ترکمن، خلج، آشوری، کلدانی، مندایی(صائبی)، تات، گرجی، سیستانی، ارمنی، و یهودی تشکیل شدهاست.
در ایران در حدود ۲۰ زبان و ۱۱۰ گویش زبانی رواج دارد و بزرگترین گروههای زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، خلجی، تالشی، لری، بختیاری، عربی، بلوچی، لکی، دیلمی، تاتی، ارمنی، آشوری، مندایی، گرجی، عبری، کلدانی و غیره تشکیل میدهند. زبان رسمی و اداری ایران فارسی است، که یکی از زبانهای شاخه هند و اروپایی می باشد. براساس اصل پانزدهم قانون اساسی ایران کتابهای درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
در پانصد سال گذشته، بهویژه پس از تشکیل دولت صفویان همواره تشیع آیین رسمی ایران بودهاست و اکنون از جمعیت ایران، ۸۹٪ شیعه، ۹٪ سنی و ۲٪ مسیحی، زرتشتی، یهودی، بهائی و پیروان سایر ادیان هستند. در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اسلام و مذهب جعفری دوازده امامی دین رسمی است و سایر مذاهب اسلامی که در قانون اساسی به آنها تصریح شده شامل مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفی، شافعی، حنبلی، مالکی) و شیعیان زیدی (چهار امامی) نیز قانونی و دارای احترام کامل میباشند. همچنین در اصل ۱۳ قانون اساسی، ایرانیان مسیحی، یهودی و زرتشتی به عنوان اقلیت دینی پذیرفته شدهاند و میتوانند در حدود قانون بر اساس دین خود عمل نمایند. همچنین آیینهای دیگر در برخی دورهها رواج یافتهاند مانند دین مزدک، مانی و مسیحیت پیش از اسلام.
سلسله دودمانهای پیش از اسلام
* ایلامیان (بیش از ۳۲۰۰ سال پ. م. - ۵۳۹ پ.م.)
* ماد (آغاز قرن هشتم پ. م. - ۵۵۰ پ. م.) «نخستین پادشاهی آریاییها در ایران» ؛ بنیانگذار دیاکو ؛ پادشاه نامدار هووخشتره
* هخامنشیان (۵۵۹ پ. م. - ۳۳۰ پ. م.) بنیانگذار کورش بزرگ ؛ پادشاهان نامدار داریوش یکم و خشایارشا
* اشکانیان ( 330 پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیانگذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
* ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیانگذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان
سلسله دودمانهای پس از اسلام
* طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیانگذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
* صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیانگذار یعقوب بن لیث صفاری
* سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیانگذار اسماعیل سامانی
* زیاریان (۳۱۵ - ۴۶۲ ه.ق.) بنیانگذار مرداویج پسر زیار ؛ شهریار نامدار قابوس بن وشمگیر
* بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه.ق.) بنیانگذار عمادالدوله علی ؛ شهریار بزرگ عضدالدوله
* غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه.ق.) بنیانگذار سلطان محمود غزنوی
* سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه.ق.) بنیانگذار طغرل بیک ؛ شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
* خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه.ق.) بنیانگذار انوشتکین غرجه ؛ شهریار نامدار سلطان محمد
* دوران طوایف ایرانی که به دروغ نوشته اند ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه.ق.) بنیانگذار هلاکو خان
* دوره پیش از صفویه که به دروغ نوشته اند تیموریان (۷۷۱ - ۹۰۳ ه.ق.) بنیانگذار تیمور گورکانی
* صفویان (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه.ق.) بنیانگذار شاه اسماعیل یکم ؛ شهریار بزرگ شاه عباس یکم
* افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه.ق.) بنیانگذار نادرشاه
* زندیان (۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ ه.ق.) بنیانگذار کریمخان زند
* قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه.ق.) بنیانگذار آقامحمدخان ؛ شهریار نامی ناصرالدین شاه
* پهلوی (۱۳۴۵ ه.ق./ ۱۳۰۴ ه.خ. - ۱۳۵۷ ه.خ.) بنیانگذار رضا شاه
* نظام جمهوری اسلامی (۱۳۵۷ ه.خ. - تاکنون) بنیانگذار امام خمینی
بزودی این صفحه کامل می شود.
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ
حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ
آینده نگری، سنت گریزی و دانایی قرن 21 ــ در: