تعداد انگشت شماری دشمن با ترفند های مختلف می خواهند بگویند ایرانی ها همیشه تاریخ خوار و ضعیف و شکست خورده بودند، یا حتی وجود نداشتند. امروزه این دشمنان از وبلاگهای انوش راوید بشدت ترسیده اند و با نام هایی ایرانی مانند فرشید وبلاگ هایی ایجاد کرده اند، که به ظاهر خود را ایرانی باستانی وطن پرست نشان می دهند و برای اغفال با چند تعریف آبکی از شاه های تاریخی، شاهنامه و یا زرتشتی، به جلب هم میهنان عزیز پرداخته تا ضد وبلاگ های ناسیونالیست موذیانه اقدام کنند و تفرقه ایجاد نمایند. آنها از اینکه ایرانیان واقعیتهای تاریخی را بدانند بشدت ترسیده و دست به چنین ترفندها و شیوه های احمقانه تر از وجودشان زده اند.
اخطار*
به این انگشت شمار بی غیرت هایی با نام های ساختگی چون ناصر، فرشید، کوروش... و....که معلوم نیست نام آنها چیست و کجایند، در زیر زمینهای لندن یا ریاض، ملت های ایران بزرگ شما اجنبی ها را از ابتدای تاریخ می شناسد، و شماهایی که درس گرفته از شیادی بنام گیرشمن هستید دور می ریزند. ملت غیرتمند ایران هرگز در طول تاریخ به کسی اجازه نداده که بیایند خاک پاکش را اشغال کنند و یا تخت جمشید آمالش را بسوزانند، بشما اخطار می کنم بترسید.
هم میهن عزیز سادگی بس است، بخود آی، گر بخود آیی به بزرگی رسی.
احتیاط ! هوشیار باشید ستون پنجم نرم دشمنان در اطراف ماست....
پیش گفتار
بار ها تکرار کرده ام وبلاگ های من، انوش راوید نظرات شخصی است و برای افرادی می باشد که بدانند نظرات شخصی چیست، و با آن چگونه بر خورد کنند. و نیز سنت گریزی و دانایی قرن 21 را درک کرده و پیشه نموده اند، و همچنین دمکراسی و فدرالیسم را نهادی خواهان باشند. تئوری یا نظریه را خوب بشناسند و از کار برد آن در علم آگاهی داشته باشند، تاریخ و فرهنگ یادگیری و جایگاه سئولات را در ایجاد جامعه روشنفکری در نظر بگیرند.
اردوی مجازی ملی و مردمی
چند سالی است که اینترنت فرصتی داده تا هم میهنان عزیزم بزرگترین آزادی بیان را تجربه کنند، این آزادی بیان را می توان اردوی مجازی ملی و مردمی نامید که در واقع توسط ایرانی ها در جهان ایجاد گردیده است. ایرانی ها از سراسر گیتی، در این اردوی مجازی با آزادی کامل به نشر خواسته های خود می پردازند. بسیار جای خوشحالی است، در این اردوی مجازی ملی و مردمی هیچ کس حقوقی نمی گیرد و اجیر کسی نیست، فردی چیزی را نمی تواند به دیگری تحمیل کند، همه با هر اندیشه و عقیده و کار بردی راحت و آزادند. به جز انگشت شماری اجیر شده دشمنان تاریخی که سعی دارند در مقابل این آزادی و اردوی مجازی ملی و مردمی قرار گیرند و آنرا به انحراف بکشانند.
ایرانی ها در طول تاریخ سه دوره کوتاه آزادی را در اردوی ملی و مردمی تجربه کردند و دور هم جمع شدند، اولین انقلاب بورژوازی کشورهای هم سطح ایران در سال 1906 فرصتی پیش آمد تا مردم ایران گرد آزادی نو تجربه جمع شوند. این اتفاق بعد از 400 سال مبارزه بین سازمان قبیله ای و تشکیلات فئودالی جلو رو پدید آمد، در تاریخ نیک مشروح نوشته ام. در این سالها حکومتها ابتدا بشکل سازمان قبیله ای ظاهر می شدند و هر سلسله که می توانست به تکامل اجتماعی زیر نفوذ استعمار بسمت تشکیلات فئودالی برود مدتی می ماند، ولی در نهایت آن سلسله در مبارزه با سازمان قبیله ای که ریشه در تاریخ داشت سرنگون می شد. صفویه با سازمان قبیله ای روی کار آمد و بسمت تشکیلات فئودالی رفت، و توسط سازمان قبیله ای به رهبری نادر شاه افشار بر کنار گردید. افشاریه آن چنان زیر نفوذ سازمان قبیله ای بودند که نتوانستند بماند، زندیه قبیله ای براحتی با تشکیلات فئودالی کنار می آمد، توانست افشار صرف قبیله ای را کنار بزند. ولی ساختار قبیله ای زندیه با حرکت فئودالی رو به رشد نتوانست هماهنگ بشود، چون تشکیلات فئودالی به تنهایی نمی توانست تیر خلاص به سازمان قبیله ای بزند از سازمان قبیله ای دیگری که بسیار ضعیف بود به نام قاجار کمک گرفت. با آمدن قاجار سرعت تشیلات فئودالی با راهنمایی استعمار که در رشد و ظاهر شدن خان های فئودالی کمک می کرد بالا گرفت. علت همراهی استعمار برای این کار بزرگ کردن رهبران فئودالی برای اجرای دستورات استعمار بود، همان گونه که در هندوستان مهاراجه ها ساخته و پرداخته شده و در خدمت انگلستان بودند. جهت اطلاعات بیشتر به ساختارهای تاریخی اجتماع مراجعه نمایید.
مسیر تکامل اجتماعی ایران بسوی بورژوازی نو پدید ایران رهسپار شد و انقلاب مشروطه پیش آمد و ایرانیان مدت کوتاهی در اردوی ملی و مردمی گرد آمدند، اما خیلی سریع بورژوازی با کمک امپریالیسم خود را جمع و جور کرد و اردوی ملی و مردمی را با کمک مردمان آل فسیل در هم پاشید. مردم آل فسیل اشخاصی هستند که به آنها احمق نمی شود گفت، خائن نیستند، چه بسا وطن پرستان و مومنینی خوب و وفادارانی به نام باشند، نا آگاه نیستند چه بسا از اهالی علم و شعر در میان آنها بسیار است. سپس بهانه جنگ دوم جهانی فرصت کوتاه دیگری پیش آمد تا اردوی ملی و مردمی شکل گیرد، هر چند در این دوره امپریالیستها نقشه های بدی داشتند. فرصت کوتاه دیگر از بهمن و اسفند و سال 1358 اردوی ملی و مردمی چهره زیبای خود را نشان داد، تا امروز که آنرا اینترنتی و مجازی می خواهند بخوبی بکار بگیرند.
از مردم آل فسیل بدانیم
استعمار و امپریالیست و استبداد، برای ماندن و ادامه حیات خود در همه جا به افرادی نیاز دارد که نتوانند با مردم هماهنگ شوند، مردم آل فسیل آنچه را که می داند به آن اعتقاد پیدا می کنند و به آن تعصب شدید دارند. شاهی و رئیس جمهوری، بتی و مرامی، و خلاصه هر چیز که در مغزشان جا باز کرد همان را نهایت می دانند، و هیچ چیز دیگر و نو آوری را نمی توانند بپذیرند. اگر آنها چیزهای جدید و متنوع علمی تر در تخصص خود را بپذیرند در نتیجه نمی تواند مخلص آنچه که برای آن هستند باقی بمانند. بدین منظور چند مثال می زنم و امید دارم که عزیزان به نقد بکشند و در وبلاگهای خود استفاده نمایند.
پاسخ به یک نظر جدی ولی طنز گونه
یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت: 3:17 توسط: محسن
جناب آقای ...
در جایی نوشته بودی ( سه شنبه هشتم آبان ) که : جز صدام هالو هیچ خارجی به ایران نفوذ نظامی نکرد .
ولی سه سطر بعد آورده ای که در سال 1916 سربازان عثمانی غرب ایران را اشغال کردند .
چند جا دم از دموکراسی زده ای و آزادی بیان و عقاید . و نوشته ای که چرا بعضی ها خود را در پس وبلاگهایشان مخفی میکنند ؟
خود شما هم چندان فرقی با آنان نداری . دم از دموکراسی و آزادی میزنی ولی برای نظرات دیگران فیلتر گذارده ای تا ... جایی دیگر آورده ای که هیچ یک از این وب ها و کتابها و نوشته ها تاریخ نیست .
می خواهم بپرسم که آیا خون جنابعالی رنگین تر از آنهایی است که نوشته ای ؟
هیچ کدام از آنها تاریخ نیست و فقط جنابعالی تاریخ هستی ؟
اون مطلبی هم که درباره میمنون ها نوشته بودی که چگونه آدم شدند و چگونه همدیگر را دریدند تا به خوراک دست یابند تقریبا احمقانه ترین نظریه ای بود که تاکنون خوانده و شنیده ام .
ناراحت بشوید یا نشوید خیلی فرقی نمی کند . در هر حال بسیار از خودم شرمنده ام که وقت و انرژی و چشم و حواسم را صرف خواندن این چرندیات نمودم .
نوشته های ناصر و انوش خیلی با هم فرق نمی کند . هر دو در طول یک هدف است .
این رسم سیاست بازی است که وقتی مهره ای سوخته یا لو رفته به حساب آید او را بردارند و یکی دیگه را بیاورند که مدتی از او بدگویی کند ولی در پشت پرده همان اهداف را دنبال نماید .
لطفا دیگه مزاحم من نشو چون دیگه حوصله این قبیل چرندیات را ندارم .
محسن از وبلاگ کذایی آریا این نظر را برای من گذارده و آن نظر را به نقد می کشم، تا جایگاه او را در اردوی مجازی ملی و مردمی مشخص نمایم. ایشان در سطر دوم و سوم گفته که گویا من نوشته ام در جنگها، کشور ها نمی توانند به شهرهای مرزی یکدیگر وارد شوند، در ابتدای همان مقاله نوشته ام، هیچ قدرت خارجی نتوانسته در جنگ به ایران پیروز شود. در سطر بعدی از دمکراسی و . . . . . گفته و علامت سئوال که از نظر من بی مفهوم بود. و در ادامه گفته برای نظر دیگران فیلتر می گذارم، من بارها در وبلاگهایم تکرار کرده ام که افراد بی نام و نشان و بی وبلاگ که احساس کنم منظور خرابکاری در مسیر وبلاگ دارند و یا ناسزا می گویند، بله آنها را حذف می کنم و حتی در متن وبلاگ به این اشخاص بار ها گفته ام خودشان را به زحمت نیاندازند و در وبلاگ جنبش یک نظر ننویسند. اشخاص ناسزا گو بروند در وبلاگ دومم در اینجا هر چه می خواهند بنویسند، آن جا کلیه نظرات آزاد می باشند. آدرس و نام و خانواده و زندگی بود و نبود من همه در اینترنت می باشد، فقط بینش می خواهد بیابد. و در ادامه نوشته اند که من گفته ام هیچ کدام تاریخ نیست، بله من در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران چند بار در این باره توضیح داده ام، و هم چنین در موضوعات مختلف و در میان مطالب بارها نوشته ام، مجموعه مقالات و نظرات شخصی من. احتمالاً اگر می نوشتم انسانهای اولیه در رستوران غذا می خوردند شاید خوشحال می شدید، در ضمن عزیزان این نظریه از من نیست، بطور کامل در آینده خواهم گفت. البته همیشه نباید واقعیت مطابق میل ما باشد، شاید خیلی هم ناگوار باشد. در ادامه ایشان از خودشان هم شرمنده شدند، که ایکاش شرمنده نمی شدند، پیشنهاد می کنم تاریخ و فرهنگ یاد گیری را مطالع نمایند. کسی که نتواند اختلاف وب ناصر و انوش را بداند، از او بیش از این توقعی نیست. من انوش راوید، مزاحم شما نشدم فقط دعوت کردم وبلاگ مرا بخوانید، اگر شما عادی ترین کار وبلاگ نویسها را نمی دانید گناه من چیست؟ عاقل چرندیات نمی خواند که همچنین چشم هایتان..... خدا خیرت بده.
اینم یک نظر از وبلاگی دشمنی افکن:
سه شنبه 17 اردیبهشت1387 ساعت: 17:34 توسط:هوتن
متاسفم كه در قزن 21 ما به عنوان يك ايراني به هر بربر دوروژ گو اجازه مي ديم در مورد تاريخ و فرهنگمون نظر بده ... و شما آقا بااين تحريفات به دنبال چه هستي؟ چه جيز رو مي خواي ثابت كني؟ از ارزش چي مي خواي كم كني؟
فقط بدون امثال شما هرودت هاي قرن 21 ديگه به هيچ جا نمي تونيد برسيد اهداف شما پست و سياستتان كثيف است ... جوابتون رو در وبلاگم به صورت مفصل گذاشتم مي تونيد كامل مطالعه كنيد...
وبلاگ این شخص بی هویت که با ظاهر سازی ایران باستانی است، سرتاسر دد منشی و ایجاد دشمنی بین هم میهنان و ملتها می باشد که همان خواست استعمار و دشمن است.
اشخاصی که نمی دانند چه می خواهند
عده ای افراد بی هویت که نمی دانند چه می خواهند و برای چه وبلاگ مرا خوانده اند، آنها هیچ تعریفی و تحلیلی ندارند فقط دوست دارند لجن پراکنی کنند، بارها در میان مطالب وبلاگ از این دسته خواسته ام اگر به اشتباه وارد وبلاگ شدند و با نگاهی آن را خوش نیامد وبلاگ را ترک کنند و نیازی هم به نظرات آنها نمی باشد.
شنبه 12 بهمن1387 ساعت: 18:21 توسط:سلام
نمیدانم چه بگویم اگر همه تاریخ دروغ است پس مابی عرضه ایم که نتونستیم آنرا ازحقیقت تشخیص بدیم اما نظر شما درباره ااین مطلب (هلنیسم)که یک سری به کتابهای بن سینا بزنید تا با ارسطو آشنا شید شما خیلی متعصبید ومن متاسفم که خود رادر اوهام خود غرق کرده اید در ضمن هر چقد امپریالیسم بد است از خیالپراکنی شما بهتر است زیرا لااقل به مردمش چیزی دارد که عرضه کند.
باید به این شخص گفت تو نیازی نیست برای من متأسف باشی، ایشان می توانست دو سئوال خوب را مطرح کند، اول، اگر تاریخ که خوانده ایم دروغ است، چرا تا کنون ما نتوانستیم آنر از حقیقت تشخیص دهیم؟ دوم، ابن سینا از ارسطو نام برده آنرا چه می گویید؟
در صورتیکه این فرد با این دوسئوال مطلب خود را می رساند، آن وقت بود که قدرت اردوی مجازی ملی و مردمی چهره خود را خوب و توانا نشان می داد. پریدن بی جهت و بی هدف به من یا این و آن نشان دهنده خواست همان استعمار تاریخی است که نمی خواهد مردم با آرامش به همه چیز بپردازند. پاسخ ایشان چنین است، حذف دروغ های تاریخ که در تمام تاریخ های جهان می باشد به عهده اشخاص تارخ دان آن کشور ها و سرزمینها می باشد، سازمانهای مختلف دینی و استعمار برای مقاصد خودشان آنقدر در تاریخ دروغ گفته و با ترفند ها به خورد مردم داده اند که تشخیص آن برای اساتید تاریخ مشکل شده است. این عدم آگاهی مربوط به عرضه و یا عدم توانایی نبوده است، بلکه امکانات مانند این قرن مهیا نبوده و استعمار و امپریالیست نمی گذاشتند مردم به واقعیت ها دست یابند. تمام واقع گرا ها را سر به نیست می کردند که در ادامه این صفحه می نویسم، و در صفحه مبارزان هم نوشته ام. اما امروز امپریالیست نو بدلیل پیدایش سرمایه داری فرا ملی، تاریخ برایش فاقد اهمیت شده است، بدین جهت فرصتی برای هر میهن پرست در هر کجای جهان پیش آمده تا به دنبال واقعیت ها بگردد بدون ترس از نابودی، برای بیشتر دانستن وبلاگ را پیگیری نمایید. پاسخ دوم، فاصله زمانی این دانشمند بزرگ ایرانی و ارسطو بیش از هزار و سیصد سال در عمق تاریخ است، می دانید یعنی چه؟ همیشه در تاریخ ری مرکز تلاقی جاده ابریشم و ادویه بود و مرکز تبادل علم و دانش و معرفت، دانشمندان رومی و ایرانی و چینی اطلاعات یکدیگر را باهم تبادل می کردند، همانند کالا ها. در ری رومی های بیزانس از ارسطو گفته اند، بدون آنکه در آن زمان بداند که نام ساخته و بر گردان شده ای از دانشمندان ایران بزرگ در زمان استیلای روم غربی بر شرق مدیترانه بود، بزودی در این باره در مقاله هلنیسم توضیح بیشتر می نویسم.
{انوش راوید تو ...نا سزا.... که می گویی تاریخ دروغه .........ناسزا......}
اینهم نظری اهانت آمیز از شخصی بی هویت که می دانم در بسیاری از وبلاگ ها می رود و دستورات دشمنان کم اهمیت را اجرا می کند، همانطور که گفتم امپریالیست نو برای این کار بهایی نمی دهد، در مقاله مبارزان برای برخورد با این قبیل توضیح داده ام. یکی دیگر بی نام نشان فقط جهت تخریب اردوی مجازی ملی و مردمی در نظرات وبلاگ های مختلف می نویسد: انوش راوید تو باید از خودت خجالت بکشی که می گویی تخت جمشید را اسکندر مقدونی آتش نزده و امثال این چیز ها. در واقع این شخص ندانسته دارد برای اردو تبلیغات مثبت می کند، این هم نشانه موفقیت است.
به یکی دیگر از آل فسیلی می پردازم، که حتی حاضر نیست نوع وبلاگ مرا بخواند، زیرا کار او فقط تخریب است. بارها نوشته ام وبلاگ هایم نظرات شخصی من است و خود تاریخ نمی باشد، گفته ام تاریخ را باید فرهنگستان تاریخ بنویسد، که توسط دانشوران تاریخ تشکیل شده باشد. بارها و همچنین در ستون توضیحی وبلاگ نوشته ام این نظریه من است و نمی تواند خود تاریخ باشد، بارها نوشته ام علاقه مندان آنرا به نقد و تحلیل علمی تاریخی و تاریخ اجتماعی بکشند تا با امکانات تکنولوژی این قرن همه بهره برند، به بخش تئوری و نظریه بروید. برابر کار همه تارنما نویسها آگهی وبلاگ خودم را در نظرات وبلاگی نوشتم، ایشان اگر دلخوش نبودند می توانستند آنرا حذف کنند و بس، ولی از آن جا که من دنبال سوژه برای اردوی ملی و مردمی و شناساندن دشمنان می گشتم ای فرد نا خود آگاه همکاری کرد و احمقانه نظر نوشت:
پنجشنبه 10 بهمن 1387 ساعت: 4:48 توسط:فرشید
من راضی نیستم وطن فروشانی چون شما و پیروان ان مردک بیسواد (ناصر پورپیرا) به وبلاگ من سر بزنید... بدانید که فقط نفرت نصیبتان خواهد شد...
افسوس میخوردم به حال شما... و شك نداروم كه دستهای پنهانی پشت این قضیه است... هر که از بهر فردا، امروز ننگی بر خویشتن نهد، به حقیقت پست بود...
هر که از خدای عزوجل شرم ندارد، هر چه خواهد کند و از سرزنش باک ندارد.. هر که دوست از دشمن نشناسد و راز خود پیش هر کس آشکار کند ابله بود.
هر که از مردم پست حاجت خواهد، چنان بود که از خشک رود ماهی جوید. هر که مردمان را چاه کند، خود در آن افتد.... پاینده ایران
پاسخ در اولین تبادل نظر به این فرد کذایی چنین بود:
با درود
ايراني به خود آ ,, گر به خود آيي ,, به بزرگی رسي
هم میهن گرامی، نظری خشن و توهین آمیز از جانب شما و لینک وبلاگتان در نظرات وبلاگ من درج شده بود، با مراجعه به وبلاگ شما گمان من بر اینکه این نظر بی نزاکت از جانب شما ایرانی باشد غیر ممکن آمد. زیرا وبلاگ من از جانب صدها ایران دوست عزیز پیونده شده است، و این پیوند ها هم چنان ادامه دارد.
در هر صورت خواهشمندم وبلاگ مرا با دقت و با حوصله بخوانید، من از جانب دشمنان ایران متهم به ملی گرایی افراطی هستم، آنها بی سواد هستند و وبلاگ را درک نمی کنند، و نیز از جانب احمق های دشمن اردوی مجازی ملی و مردمی به ناسزا و تهدید به مرگ گرفته می شوم که کاری عبث و احمقانه تر از قیافه اشان می کنند.
دشمنان ما می خواهند بگویند، در طول تاریخ همه آمدند و ایرانی ها را کشتند و نابود کردند، ولی واقعیتها از عظمت ایران می گوید، این دشمنان احمق ترسو که نام واقعی خود را نمی گویند چشم ندارند وبلاگ، جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران را ببینند. وبلاگی که بزرگی و پیروزی را به ایران باز خواهد گرداند.
اگر شبهاتی که از جانب شما می باشد بر طرف نگردید، شماره تماس می دهم تا گپی بزنیم.
امیدوارم گفتار و پندار و کردار نیک مسیر تان باشد، و در راه خدمت به ایرانی عزیز و ایران سرافراز سلامت و پیروز باشید.
این فرشید الکی از وبلاگ کذایی راه راستی در جواب نوشت:
جمعه 11 بهمن1387 ساعت: 4:29 توسط:فرشید
با نام پروردگار یکتا...
1) کدام نظر خشن و توهین امیزی!!! حرف حق تلخ است نه؟ یعنی وطن فروش نیستید؟؟؟ هزاران هزار اثار تاریخی که همه باستانشناسان انها را تایید کردن و در موزههای دنیا یافت میشوند...که بر تکمیل بودن تخت جمشید حکایت دارد. حرف تو زمانی خریدار دارد که تاریخ شناسان تایید کنند نه تو و اون مردک دربدر(ناصر پورپیرا)
2) ببین دوستت (http://bigfalse.blogfa.com) واسم چی نوشته: ((تخت جمشيد هيچ وقت يك بناي تكميل شده و مورد استفاده نبوده است امروز هم اگر شما در آنجا قدم بزنيد متوجه نيمه كاره بودن آن ميشويد و اصولاً تاريخ ايران در مقابل ساير تاريخهاي منطقه بسيار نا چيز است. و جز تخت جمشيد كه شرحشو نوشتم چيز ديگري كه نشان دهنده عظمتي در تاريخ ايران باشد وجود ندارد. از شما خواهش ميكنم چاخان به خورد ملت ندهيد. علاوه بر آن از روي داستانهاي يك شاعر نمي شود تاريخ نوشت بلكه بايد از روي كتيبه هاي سنگي به بررسي تاريخ پرداخت. يك چيز ديگر كتيبه هاي تاريخي تخت جمشيد متعلق به 80 سال پيش است
3) راستش نمیدونم که به حال شماها بخندم یا بگریم...
دست از این گناه بزرگ بردار.
و دوباره به ایشان پاسخ دادم:
با درود
فرشید عزیز من تو را یک وطن پرست می دانم، ولی میهن دوستی دلیل بر داشتن خرد باطنی نیست. از تو خواهش می کنم وبلاگ مرا با حوصله و با دقت بخوان و در باره آن با دیگران گفتگو کن و در وبلاگت به نقد بکش، و مرا هم در جریان قرار بده. تا وقتی دانایی می تواند روش انسان باشد نیازی نیست که خنده و گریه کرد، هر دانش خواهی مطالب را ساده و یا عصبی رد نمی کند بلکه آنرا بکار می گیرد. البته اشتباه در آگاهی و دانایی پیش می آید، که انسان خردمند متوجه خواهد شد و به سوی واقعیت کشیده می شود.
تخت جمشید را اسکندر مقدونی به آتش نکشید بلکه به سرداری اسکندر اشکانی در مسیر تکامل جامعه و فکری مردم ایران هخامنشیان بر کنار شدند. تمام داستان های مقدونی و مغول دروغی بیش نیستند که برای کوبیدن ملت ایران ساخته اند و هیچ پایه و اساسی ندارد. خواهشناً وبلاگ را بخوان و در وبلاگ خودت جواب بده تا همگان از دمکراسی گفتگو در تاریخ بهره مند شوند. نظرات تو را که برایم نوشتی، در پست جدید و با تفسیری به دیدگاه عموم عزیزان می گذارم تا این شکل عجیب ادعای وطن پرستی ضد اردوی میهن را همگان منجمله مراجعه کنندگان به وبلاگت ببینند و نظر بدهند.
در راه خدمت به ایرانی عزیز و ایران سرافراز سلامت و پیروز باشید.
فرشید کذایی ادامه داد:
شنبه 12 بهمن1387 ساعت: 1:44 توسط:فرشید
به نام پروردگار یکتا
1) من هیج ادعایی ندارم که خیلی میدونم... میشه بگید که کدام کتاب تاریخی رو مطالعه کردید؟؟؟
چه خوبه که با سند صحبت کنیم و تعصبب رو کنار بزاریم... درحالیکه تمامی کتب دنیا واقعی بودن اون اتفاقات رو تایید کردند فکر نمیکنید که من باید از شما بخواهم که بیشتر به مطالعه بپردازید؟
2) کتاب شاهنشاهی ساسانی ـ تورج دریایی/ کتاب تاریخ طبری ـ محمد بن جرير طبري
کتاب خدمات ايرانيان به اسلام ـ عبدالرفيع حقيقت / كتاب ایران از آغاز تا اسلام - گریشمن ترجمه محمد معین /كتاب تاریخ ایران باستان- حسن پیرنیا/ كتاب تاريخ ده هزار ساله ايران-عبدالعظيم رضائي/ كتاب تاریخ و فرهنگ ایران - دکتر محمد محمدى ملايرى/ كتاب تاریخ اجتماعی ایران- مرتضی راوندی /كتاب تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا. آ. گرانتوسکی - م. آ. داندامایو، مترجم، کریم کشاورز /كتاب تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، پیگولووسکایا، ترجمه کریم کشاورز /كتاب دو قرن سکوت- عبدالحسین زرین کوب /كتاب ملاحظاتی در تاریخ ایران- علی میرفطروس /كتاب ایران در زمان ساسانیان-کریستنسن. ترجمه یاسمی/ کتاب هزاره های گمشده - پرویز رجبی/ و .................... ایا شما اسم این کتب رو شنیده اید؟؟؟
3پروفسور یارشاطر (ایرانشناس) http://www.perlit.sailorsite.net/yarshater /دکتر تورج دریایی (نویسنده) http://www.tourajdaryaee.com /دکتر کاوه فرخ (باستان شناس) http://www.kavehfarrokh.com
دکتر ژاله آموزگار (زبان باستانی) http://www.nimrooz.net/iranistics/amouzgar /استاد مرتضی ثاقب فر (مترجم) http://saghebfar.ilssw.com/index.php /استاد محمود کویر (نویسنده) http://www.mahmoodkavir.com و ..... شما اسم این اساتید رو شنیده اید؟؟ 4) هزاران اثار تاریخی که همه باستانشناسان انها را تایید کردن و در موزههای دنیا یافت میشوند...و حال شما اینان را رد میکنید!!! کمی بیشتر تامل کنید...
من در جواب گفتم: که بسیاری از این نویسندگان از کارگزاران و چهره های استعمار و یا از سازمان مخفی یهود و صهیونیست می باشند، که آنها برای مقاصد خودشان نوشته و گفته اند و باید بدنبال واقعیت گشت. از ایشان یکبار دیگر خواستم تا وبلاگ را با حوصله بخواند و نظرات علمی بدهد، ولی در جواب نوشت:
شنبه 12 بهمن1387 ساعت: 5:38 توسط:فرشید
با نام پروردگار یکتا...
اقای انوش بنده با شما دشمن نیستتم بلکه با افکار شما در ستیزم...
طبق کدامین سند تمامی تاریخ نویسان ایران که در زمانهای مختلف به نگارش پرداختنده اند را به خیانت متهم کردید؟؟؟... از دیدگاه من شما در خیالاتی باطل به سر میبرید...
بدانید کسی که از آرمانهای بزرگ میهنش فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است....
عزیزان هم وطن و هم راه در اردوی مجازی ملی و مردمی، توجه می فرمایید، دشمن آنقدر خوب عمل کرده که به فراماسون ها و لژهای آن و کارگزاران و چهره های استعمار می گوید خدمتگزار، هرگز نگذاشتند به ذهن آل فسیل چیزی جز اینها برود. به سر سپردگان کامل و بی چون و چرا چون گریشمن و پیرنیا می گویند خدمتگزار، عمق نفوذ دشمنان به مخ ها، و بسیار دیگران چون آنها را که فریبنده های جیره خوار بودند، و فوج عظیمی حقوق بگیر و مزدور که حرف های آنها را طوطی گونه تکرار کرده اند، و دروغ ها را رنگ و رو داده اند می گویند خدمتگزار. در قرن 20 اینهمه روزنامه نگار و نویسنده و تاریخ نگار اعدام شدند و یا خانه نشین گردیدند، او هرگز نپرسیده میهن پرستان برای تاریخ نویسی کجا بودند. او نمی خواهد بداند که میهن پرستان تاریخ نویس در قبرستان بودند و گم نام، در دوره تاریخی، استعمار و امپریالیست به تاریخ خیلی حساس بود و هر گز اجازه نمی داد کسی غیر از عوامل خودش چیزی از تاریخ بگوید. آدمهای آل فسیل نمی توانند غیر از آنچه که در مغزشان هست و عمد و غیر عمد و با انواع ترفند ها به آنها یاد داده اند، جهت باز نگری بپذیرند، فقط باید چیز هایی را بداند که آنها می خواهند، چیز جدید ممنوع.
عکسی از اعدام یک روزنامه نگار آزادی خواه، چه بسیار دانشمندان تاریخ و مکتب بودند که گمنام و بی نام رفتند تا عده ای دروغ ها را برای منافع خودشان بخورد ملتها بدهند، دروغ گوها پولهای فراوان گرفتند و با نفوذ استعمار سازماندهی شدند و دروغ گفتند و نوشتند و ساده ها باور کردند و اغفال شدند.
* انوشه با آن چهره مشهور ایستاد و واپسین لبخند را زد.... محمد عاصمی كه با تخلص "شرنگ" كارهایش در روزنامه "مردم" چاپ می شد، آن هفته یك مطلبی داشت، پارهای از آن می گوید :«روزگاری است، روزگاری است روزگاری است. رنگی است. تصویری است، نقش و نگاری است. اهرمن چیره. آسمان تیره. در گوشه كوچكی از این روزگار بزرگ سه انسان زنده را به تیر می بندند تا به آنها زندگی جاودانه ببخشند. انوشه فریاد بر می دارد چشمان مرا نبندید، می خواهم لرزش دست دشمن مردم را هنگام امضای فرمان خشم امپریالیست ببینم. ثمین، فریاد بر میدارد پیانوام را بیاورید تا آهنگی بسازم برای دشمنان ملت.»
به ذهن کوچک آل فسیل نمی گنجد دمکراسی و آزادی اندیشه یعنی چه، نظریه چطور، او از نظرات شخصی فقط دگم بود را می داند و بس، دیگران که خلاف دانش محدود او دانسته باشند و بگویند، دشمن خطاب می کند، او معنی تحلیل و تحقیق را نمی داند. فقط آنچه که قبلاً به او آموزش داده اند کپی می کند و بس، دشمنان که اینک آل فسیل هستند در اردوی مجازی ملی و مردمی ایرانیان رخنه کرده اند، گاه آنقدر بشکل افراد ملی ظاهر می شود که انسان را گمراه می کنند، گاه تند روی های نژاد پرستانه و شونیستی دارند و به اقوام و ملتهای دیگر ایرانی نا سزا های خطر ناک می گویند و در جاهایی افراد ساده را بشدت اغفال می کنند. آنها همه چیز را سیاه و سفید می بینند و به دنبال جنگهای حیدر، نعمتی هستند، و نمی توانند تحلیل روز داشته باشند.
مثلاً فرشید کذایی احمق به من می نویسد وطن فروش و نفرت... و پرت و پلا های دیگر، و یا کس دیگری می نویسد دشمن، در واقع آنها بشدت نا آگاهانه چون بقیه آل فسیل، به هزاران عزیز هم میهن که در وبلاگ های من نظرات تأییدی نوشته اند، و صدها نفری که وبلاگ مرا لینک نموده و یا از مطالب آن بهره برده و کپی نموده براحتی اهانت کرده اند، با یک جستجوی ساده در اینترنت این موضوع پیداست. این هزاران نفر از میهن دوستان و عاشقان ملت ها هستند که اردوی مجازی ملی و مردمی را به نوعی درک کرده اند، و اگر کسی بگوید، وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران دشمنی با ایران است، در حقیقت تمام این عزیزان را دشمن خطاب کرده است. تمام این افرادی که به نوعی مقابل اردوی مجازی ملی و مردمی قرار گرفته اند از ابتدای کار تارنما های انوش راوید از ده نفر تجاوز نمی کنند که رقمی حدود ناچیز یک / هزارم بازدید کنندگان می شوند، توجه کنید اینها نقد کنندگان نظریه که یک درصد می باشند نیستند. همه چیز خبر از موفقیت اردوی مجازی ملی و مردمی می دهد.
این چند نفر نادان مانند فرشید و محسن کذایی بالا، گمان کرده اند ایرانی ها گذشته چون خودشان بی غیرت بودند که اجازه دهند از کشور های بی ارزش و کم جمعیت بیایند آنها را بکشند و شکست دهند. این چند نفر مانند دشمنان ایران احمقند که احمقانه تصور می کنند یونانی و عرب و مغول می توانستند به ایرانی پیروز شوند، و یا تخت جمشیدی که کعبه ایرانیها بود و می بایست نوروز ها، جهانی گرد آن طواف کنند، دشمنان بهمین سادگی بیایند و آنرا بسوزانند. دشمنان پست این خاک پاک مقدس ترین مکان ایرانی ها را به جایگاه رقاصان غیر ملی خراب پایین آورده و دیوانه وار مردم را تحقیر می کنند، این نقشه دروغ ها را احمقانه کار گزاران و چهره های استعمار برای خوار شمردن ایرانی ها کشیدند و اینک رسوا شده اند، آنها را بخوانید و در تحقیقات هم راه یکدیگر باشید.
فلسفه تاریخ کلاسیک و کتابی ما در دوران خواسته های استعمار و امپریالیست و استبداد و سازمان های مخفی دینی منجمله یهود و صهیونیسم و کلیسا می باشد. شاید بعضی از عزیزان دلایل بیشتری در این باره بخواهند، با نگاهی به اطراف فیلم ها و اعدام ها قرن 20 و ... امروزه امپریالیست جایگاه خود را به امپریالیست نو داده است، بوش جا گردان آن بود، امپریالیست نو بدلایل خاص خود دیگر نیازی به بازی با تاریخ های دروغی ندارد ولی صهیونیست ها و سازمان های دینی هنوز درک نکرده اند و از واقعیت ها و تکامل و گردش امپریالسیت بیم دارند، در صفحه مبارزان مشروح نوشته ام. اگر شخصی بدون اندیشه نقد گرانه هر چیزی را بخواند خود را به عمق فاجعه نادانی کشانده است. باید دید ریشه ها چیست؟ چه کسانی برای ما تاریخ نوشته اند و سرنوشت ساخته اند هم میهن های گرامی بیائید با نقد های علمی بر نظریه دروغهای تاریخ و تاریخ اجتماعی، راه هایی نیکو بیابیم و آینده شکوفا بسازیم.
مطلب زیر از وبلاگ کذایی سیب زرین
بنام میهن پرستان به پا خیزیم
مطلبی از دوست عزیزم فرشید که برای من در قسمت نظرات فرستاده بود...(پیرامون قضیه پوریم) را در وبلاگ سیب زرین قرار دادم. متاسفانه افرادی وطن فروش در وبلاگشان تمام تاریخ ایران رو به تمسخر گرفتند از جمله حمله اعراب(جنگ قادسیه)- تخت جمشید و...!!!
برای مثال این فرد(انوش) دریک مقاله بیشرمانه(شکوه تخت جمشید یا تخت گاه هیچکس) اظهار میکند که تخت جمشید هرگز تکمیل نبوده است!!! http://raavid.blogfa.com/page/3.aspx
داستان از اینجا شروع شده است که فردی به اسم ناصر پورپیرا این ادعاها رو كرده و حتی تونسته كه كتابی به اسم تاملی در بنیان تاریخ ایران از انتشاررات كارنگ منتشر كنه!!! من افسوس خوردم به حال چنین انتشاراتی و شك ندارم كه دستهای پنهانی پشت این قضیه بوده...
او و همفكران وطن فروشش حتی اسم اساتید تاریخی رو هم نشنیده اند...هزاران اثار تاریخی که همه باستانشناسان انها را تایید کردن و در موزههای دنیا یافت میشوند...
راستش نمیدونم که به حال اینان بخندم یا بگریم... متاسفانه اینگونه افراد در ابتدا دلسوزانه و فریبکارانه پیش میروند اما افکار پلیدی در سر میپرورانند... همینطور فرد دیگری( http://bigfalse.blogfa.com) از همین خانواده ادعای عجیب تری دارد و برای من اینگونه نوشته است:
((تخت جمشيد هيچ وقت يك بناي تكميل شده و مورد استفاده نبوده است امروز هم اگر شما در آنجا قدم بزنيد متوجه نيمه كاره بودن آن ميشويد و اصولاً تاريخ ايران در مقابل ساير تاريخهاي منطقه بسيار نا چيز است. و جز تخت جمشيد كه شرحشو نوشتم چيز ديگري كه نشان دهنده عظمتي در تاريخ ايران باشد وجود ندارد. از شما خواهش ميكنم چاخان به خورد ملت ندهيد. علاوه بر آن از روي داستانهاي يك شاعر نمي شود تاريخ نوشت بلكه بايد از روي كتيبه هاي سنگي به بررسي تاريخ پرداخت. يك چيز ديگر كتيبه هاي تاريخي تخت جمشيد متعلق به 80 سال پيش است))
به قول یكی از دوستان اینجور افراد فقط هدفشان معروف شدن است درحالیكه نفرت نصیبشان خواهد شد...پس بجاست كه چنین وبلاگهایی رو تحریم نموده و از خود دور کنیم
با سپاس فراوان پاینده ایران
+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 و ساعت 21:40 | نظر بدهید
توجه می فرمایید چقدر ناشیانه خواسته است از انوش راوید بد گویی کند و مطالب وبلاگ ناصر را بازگو و تعریف کند، حتی نام کتاب و انتشارات او را نوشته است تا دشمنان قسم خورده تاریخی ایرانی عزیز یاد بگیرند، و می گوید شک ندارم که دستان.....به این آقا می گویم احمق تو که ادعای سواد و علم می کنی چرا می گویی شک ندارم، من که مثل تو بی نام نشان و آدرس و معرفت نیستم، آدرس واقعی و بود و نبود من در وبلاگ هایم می باشد. در ضمن اگر خورده شیشه نداشتی به تو گفتم که شماره بدهم با هم گپی بزنیم. عزیزانی که با سادگی گول این قبیل اشخاص را خورده اند با مطالعه دقیق وبلاگ هایم بیائید دست در دست هم واقعیتها را بیابیم، آنها با گفتن پاینده ایران و چند جمله تعریفی فقط می خواهند اغفال کنند و تفرقه و دشمنی ایجاد کنند.
فرشید شخص بی نام و نشان که معلوم نیست خود و مادر و پدرش کجاییند و که و چه هستند، نشر اکاذیب سنگین می کند می نویسد وطن فروش، عمق کینه و دد منشی خود را نسبت به ایرانی نشان می دهد، مطمئنن این اندک دشمنان ایران و ایرانی با یک وب و یک نام نخواهند بود و خیانت و دشمنی آنها ادامه خواهد داشت. هوشیار باشید ستون پنجم نرم دشمنان در اطراف ماست.
هشدار*
افرادی سعی می کنند مردم را دسته بندی نژادی و ملیتی نمایند و بگویند، ترک، کرد، فارس، بلوچ، عرب و غیره، اینک در دنیا دو صف در مقابل یکدیگر هستند مردم همه جهان از فقیر و غنی سیاه و سفید شمالی یا جنوبی همه و همه با سرمایه داری کوچه و بازار، که در مقابل آنها امپریالیست نو با سرمایه داری بی هویت قرار گرفته است، بنا بر این عدم آگاهی در این مورد دور شدن از اردوی مجازی ملی و مردمی و افتادن در دام دشمن است به مقاله مبارزان بروید.
احتیاط!
در طول تاریخ مردم عزیز ایران دشمنان بسیاری داشتند، چون دشمنان نمی توانستند در جبهه و جنگ ایرانیان را شکست دهند با ایجاد ستون پنج و نوشتن دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ، هر چه خواستند احمقانه گفتند. امروز این ستون پنج در اشکال مختلف می باشد، منجمله ستون پنج نرم که در پست فصل بهار توضیح مفصل می نویسم. این ستون پنج نرم دشمن می خواهد همان جعل دروغ های تاریخ را همراه با ایجاد تفرقه و دشمنی بکند. آنها با گرفتن قیافه حق بجانب وب هایی ایجاد می کنند، مانند، ناسیونالیست، یا پان ترکی و کردی و عربی، یا مذهبی های مختلف، و یا وبلاگ هایی که به ملتهای مختلف ایران بزرگ از قول ملتی دیگر نا سزا می گویند.
عزیزان هم میهن، بیشتر شما که تارنما می نویسید جوان هستید، در برخورد با این ستون پنج نرم دشمن احتیاط لازم را بکنید، در نظرات آنها بروید و از رمز و راز آنها با همکارانشان پی ببرید و ترفند های آنها را بشناسید. اغفال اینکه می گویند ما ایرانی هستیم یا ترک و کرد و عرب و غیره می باشیم هرگز نخورید، با ظاهر سازی که می کنند هوشیارانه برخورد نمایید، خلاصه کلام احتیاط لازم را بکنید. عزیزانی که می خواهند تخصصی درباره وب های ستون پنجم نرم دشمنان، مانند وبلاگ کذایی راه راستی با نام الکی فرشید تحقیق نمایند، لینکها و موارد دشمنی آنها تقدیم می گردد.
دشمنان غلط بی جا می کنند، نابود شان می کنیم.
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ
حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ
سنت گریزی و دانایی قرن 21
انوش راوید، Anoush Raavid